تبلیغات
امام مهدی علیه السلام - ملاقات امام
آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی
صلوات جهت سلامتی و فرج حضرت صاحب الزمان:










» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

بسم الله الرحمن الرحیم 

ملاقات امام زمان (علیه السلام)

فاضل معاصر تنکابنى‏(123) مى‏گوید که آخوند ملا زین العابدین سلماسى‏(124) که از تلامذه بحرالعلوم و در نهایت زهد و صلاح و ساکن نجف اشرف بوده سالیکه این حقیر مشرف به کربلا شدم از کربلا تا سامراء با او همسفر بودم و در روز ورود هم با او در یکجا منزل نمودم و آن مرحوم در سن پیرى بوده و از وقایع بحرالعلوم نقل مى‏نمود و مى‏فرمود که در خدمت آنجناب تلمذ مى‏نمودم و در حضر و سفر ملازم او بودم وقتى در خدمت او بسامره آمدیم و چندى توقف کردیم اتفاقاً میرزاى قمى صاحب کتاب قوانین هم بسامره آمد و به دیدن آنجناب آمد و میرزا سنش از او بیشتر بود پس از بحرالعلوم خواست که مجلس خلوت باشد لهذا اهل مجلس برخاستند.

چون من هم اراده برخاستن نمودم سید فرمود که این از اصحاب سر من است و به اشاره او برنخاستم پس میرزا از اسرار سید چیزى خواست و سید پس از اصرار بعض اسرار اظهار فرمود.

از جمله فرمود شبى در مسجد سهله در عبادت بودم ناگاه آواز دعا و مناجاتى دلربا شنیدم و در اثر آن رفتم شخصى را دیدم که در مقام مهدى (علیه السلام) نشسته که نور جمال او مسجد را روشن کرده نزدیک رفته سلام کردم جواب داد و فرمود: سید مهدى بنشین و نشستم پس سید دست به گردن میرزا در آورد و فرمود که اگر من بگویم که امام قائم (علیه السلام) را دیده‏ام مرا تکذیب کن زیرا که تکلیف تو همین است.

و نیز ملا زین العابدین سلماسى فرمود که عادت سید بحرالعلوم چنان بود که هر کس که بر سفره او حاضر بود و غذا تناول نمى‏نمود بر او گران بود شبى آنجناب نماز عشائین را در حرم عسکریین در پشت سر بجماعت اقامه نمود و چون تشهد آخر را خواند والسلام علینا را هم گفت مدتى سکوت نمود پس السلام علیکم فرمود و بعضى را چنان گمان شد که شکى او را طارى شد و مهابت او مانع از استفسار حال بود تا آنکه بمنزل آمده سفره انداخته شروع به تناول غذا نمود من نزدیک نرفتم سبب پرسید.

عرض کردم: تا سبب آن سکوت را نفرمائید نزدیک نیایم فرمود بیا غذا بخور بعد میگویم چون غذا صرف شد فرمود که چون صیغه سلام اول را گفتم حضرت حجت (علیه السلام) به زیارت والدین خود وارد حرم گردید و من از مهابت آن بزرگوار از کار خود باز ماندم تا آنکه آن بزرگوار از زیارت فارغ شده خارج گردید پس بحالت خود برگردیدم.

منبع: رؤیای نور




:: مرتبط با: تشرف به محضر مولا ,
ن : قدای مولا
ت : جمعه 1389/12/27
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.